مرتضى راوندى
31
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
از تهيهء مقدمات لازم ، تخم نفاق را در دل طايفهء بنى قريظه ، كه قومى از يهود بود ، كاشت و بين قبيلهء قريش و قبيلهء غطفان نفاق و جدال انداخت ؛ بطورىكه اين طوايف جنگجو كه براى شكست محمد ( ص ) با هم متحد و حضرت را محاصره كرده بودند ، نسبت به هم بدگمان شدند . سپس مىنويسد : « طايفهء قريش و غطفان ، دلسرد و بيمناك ، بدون موفقيت به سوى ديار خود بازگشتند و محمد و يارانش از محاصره نجات يافتند و به سوى مدينه مراجعت كردند . » همچنين در جنگ احزاب ، وقتى كه يهوديان با كليهء مخالفين حضرت همدست شده براى مبارزه به مدينه روى آوردند ، محمد ( ص ) با اصحاب خويش به مشاوره پرداخت . سلمان پيشنهاد كرد كه در مدينه خندقى احداث كنند تا مسلمانان در يك طرف خندق به دفاع برخيزند ، حضرت اين نظر را پسنديد و با كمك دوستان خود به كندن خندق مشغول شدند . يكى از عوامل مهم پيروزى حضرت بر دشمنان ، وجود جاسوسان و مخبرينى بود كه از طرف وى بين قبايل مختلف عرب و يهوديان و مسيحيان ، به عناوين و در لباسهاى مختلف در گردش بودند و محمد ( ص ) را از نقشهها و توطئههايى كه به زيان نهضت او ترتيب مىدادند ، باخبر مىكردند ، و حضرت مانند يك فرمانده ، قبل از آنكه دشمنان بتوانند نقشههاى خود را عملى كنند ، بر آنها مىتاخت و دشمن را غافلگير مىكرد . پيشواى اسلام ، چنان كه خود بارها گفته است ، انسانى بود چون ديگر انسانها ، و از كليهء غرايز و عواطف بشرى بهرهمند بود : « قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ » ( بگو من فقط بشرى مانند شما هستم - سورهء فصلت . آيهء 6 ) . در جاى ديگر مىفرمايد : « قُلْ سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا » ( بگو پناه بر خدا آيا من غير از يك انسان رسول ، كس ديگرى هستم ؟ ) با اين حال ، مردم عامى كه از نيات خيرخواهانه و هدف اصلى حضرت بى خبر بودند ، از وى غيبگويى ، اعجاز ، و اعمال خارق العاده طلب مىكردند ، ولى آن مرد صبور به آنان مىگفت ! « قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ . » بگو اى محمد ، جز آنچه خدا بخواهد براى خود مالك سود و زيانى نيستم و اگر غيب مىدانستم خير بسيارى به من مىرسيد و زيان و بدى به من نمىرسيد ؛ ولى من جز يك بيمدهنده نيستم ( سورهء اعراف ، آيهء 188 ) . همچنين در آيهء 87 سورهء هود مىفرمايد : « إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ » ( مقصودى غير از اصلاح ، تا آنجا كه از دستم برآيد ، ندارم . ) ولى مخالفان به حضرت و مندرجات قرآن اعتراضها داشتند و از جمله مىگفتند : « أَ يَعِدُكُمْ أَنَّكُمْ إِذا مِتُّمْ وَ كُنْتُمْ تُراباً وَ عِظاماً أَنَّكُمْ مُخْرَجُونَ ، هَيْهاتَ هَيْهاتَ لِما تُوعَدُونَ . » ( آيا [ اين مدعى رسالت ] به شما نويد مىدهد كه پس از آنكه مرديد و استخوانهاى شما هم پوسيد و خاك شد باز زنده مىشويد ؛ هيهات كه اين وعدهها كه به شما مىدهد از آخرت و زندگى ابد ، راست باشد ، بلكه همه فريب و دروغ است - سورهء مؤمنون ، آيهء 35 و 36 ) .